وسیله شب شهادت امام موسی کاظم حرم مطهر رضوی

وسیله: شب شهادت امام موسی کاظم حرم مطهر رضوی مشهدمقدس خراسان رضوی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری سلبریتی هستم، الگو نه! / رضا کیانیان

ماجرا ماجرای امروز و دیروز نیست. خیلی وقت است که رضا کیانیان را در جاهایی غیر از پرده سینما و صفحه تلویزیون می بینیم. اتفاقی که کم کم همه گیر شد و بسیاری از سلب

سلبریتی هستم، الگو نه! / رضا کیانیان

رضا کیانیان: سلبریتی هستم، الگو نه!

عبارات مهم : سیاسی

ماجرا ماجرای امروز و دیروز نیست. خیلی وقت است که رضا کیانیان را در جاهایی غیر از پرده سینما و صفحه تلویزیون می بینیم. اتفاقی که کم کم همه گیر شد و بسیاری از سلبریتی ها و اشخاص آشنا شده است پی آن را گرفتند و در عرصه های مختلفی غیر از حوزه خودشان حضور و سر و صدا به پا کردند؛

سلبریتی هستم، الگو نه! / رضا کیانیان

چیزی که کیانیان راجع به خودش از آن به اسم جسارت یاد می کند و اعتقاد دارد که: «تا کی بنشینیم و منتظر باشیم تا دیگران کاری برایمان انجام دهند؟ یک بار هم خودمان جهت چیزی که می خواهیم تلاش کنیم.»

همین اعتقاد باعث شده است است تا او را در کمپین های متفاوت مثل کمک به بیماران سرطانی، حمایت از بی خانمان ها، جمع آوری امضا به شرکت ملل جهت فاجعه منا، حمایت از بی خانمان ها، حمایت از دریاچه ارومیه، پویش کم آبی و من صدای آب هستم، کمپین از خودمان شروع کنیم و اصلاح فرهنگ ترافیک و امثال اینها ببینیم.

ماجرا ماجرای امروز و دیروز نیست. خیلی وقت است که رضا کیانیان را در جاهایی غیر از پرده سینما و صفحه تلویزیون می بینیم. اتفاقی که کم کم همه گیر شد و بسیاری از سلب

با کیانیان راجع به خوبی ها و بدی های این رویکرد و اینکه حضور سلبریتی ها جهت پررنگ کردن یک کمپین اجتماعی و یا سیاسی تا کجا درست است و می تواند موفق باشد گفت و گو کرده ایم.

به نظر شما ورود افراد آشنا شده است و معروف یک جامعه و به طور کلی، سلبریتی ها، در پرسشها متفاوت اجتماعی، سیاسی و…، کار درستی است؟

واقعیت این است که درستی یا نادرستی این اتفاق دست هیچ کس نیست. یعنی این موضوعی نیست که ما و یا هر کس دیگری بتوانیم جهت آن حد و مرزی تعیین کنیم. شاید بااهمیت ترین مسئله و نخستین شرطی که در این میان مطرح است و به سلبریتی بودن یا نبودن هم محدود نمی شود، این است که بدانیم هیچ کسی نمی تواند به دیگری بگوید چه کار کند یا نکند و چه حرفی را بزند یا نزند.

همه آدم ها اعم از سلبریتی یا غیرسلبریتی حق گزینش دارند و می توانند راجع به پرسشها اجتماعی و سیاسی کشورشان حرف بزنند و خط فکری ارزش را روشن کنند. درواقع ورود به عرصه های متفاوت و اظهارنظر ما راجع به آنها یک امر کاملا شخصی است و کسی نمی تواند درستی یا نادرستی آن را مشخص کند.

سلبریتی هستم، الگو نه! / رضا کیانیان

شاید بهتر باشد سوالم را به این شکل مطرح کنم که آیا صورت ها به علت صورت بودنشان، صلاحیت اظهارنظر در حوزه های متفاوت را دارند؟

به نظر من هر کسی تا زمانی که پایش را فراتر از قانون نگذاشته هست، می تواند هر کاری را که دوست دارد، بکند. تنها چیزی که می تواند از ورود افراد به پرسشها متفاوت ممانعت کند و بگوید که حق حرف زدن راجع به آن را نداری، قانون هست. بعد تا هنگامی که که قانون به فرد اجازه می دهد، هیچ چیزی و هیچ کسی نمی تواند جهت صلاحیت او تعیین وظیفه کند. من فکر می کنم بیان نظر و دغدغه های شخصی منافاتی با صلاحیت داشتن در حوزه های متفاوت نداشته باشد.

ماجرا ماجرای امروز و دیروز نیست. خیلی وقت است که رضا کیانیان را در جاهایی غیر از پرده سینما و صفحه تلویزیون می بینیم. اتفاقی که کم کم همه گیر شد و بسیاری از سلب

و اگر همین نظرهای شخصی سلبریتی ها، باعث پیروی چشم بسته طرفداران و یا از طرف دیگر، باعث مخالفت گروهی خاص از او شود، چطور؟

این به خوب یا بد بودن ورود آن صورت به عرصه های متفاوت بر نمی گردد، بلکه تقصیر خود مردم است که از کسی الگو می گیرند که صرفا یک صورت هست. کاش بتوانیم بپذیریم که سلبریتی هم آدمی مثل باقی مردم است که حق اظهارنظر دارد. بنابراین اشتباه را کسانی انجام می دهند که از او الگوبرداری می کنند. در صورتی که من الگوی کسی نیستم و کسی نمی تواند به من بگوید به این علت و آن دلیل، این طوری باش و این را بگو و آن را نگو.

شما خودتان به عنوان یک صورت معروف و محبوب در بسیاری از فعالیت های اجتماعی همکاری دارید. آیا فکر می کنید این که شما به عنوان یک سلبریتی در زمینه های متفاوت تبدیل به مرجعی تاثیرگذار بر مردم بشوید، اتفاق درستی است؟

سلبریتی هستم، الگو نه! / رضا کیانیان

خب این مباحث جهت من مهم هستند و اگر این کار را نکنم، از خودم دور شده است ام. البته من به خاطر مصلحت و بسیاری از پرسشها دیگر، راجع به موضوعاتی که هر لحظه برایم اهمیت داشته اند، حرف نزده ام.

اصلا من اگر حرف می زنم، به امید تاثیرگذاری و رسیدن به اهدافی است که فکر می کنم درست هستند. این هم که کدام حرف را بزنم و یا کدام حرف را نزنم، پای خودم هست؛ ولی بد و خوب این فعالیت ها و تاثیر گذاریشان بر مردم از عهده من خارج است.

و اگر این مباحث فراتر از پرسشها و فعالیت های اجتماعی و به عنوان نمونه سیاسی باشند و این کار به مذاق همه هم خوش نیاید چطور؟

گاهی وقت ها همه چیز مثل تیم فوتبال می شود. اکثر رهبران در فوتبال و یا حتی در سیاست، به تدریج پررنگ می شوند و طرفداران و هواخواهانی پیدا می کنند. آنها از اینجا به بعد تلاش می کنند طوری فکر کنند که طرفدارانشان را از دست ندهند و به همین علت شبیه آنها می شوند! رهبری فوتبال و سیاست هم ندارد و هر دو یکی هستند.

وقتی من تلاش می کنم حرفی را بزنم که طرفدارانم دوست دارند و یا حرفی را جهت جلب توجه و پیدا کردن طرفدار بزنم، دیگر خودم نیستم و آدم طرفدارانم شده است ام. در برابر هم می توانیم عقاید شخصی خود را حفظ کنیم که ممکن است به قیمت از دست دادن بخشی از طرفدارانمان تمام شود.

شما چطور؟ شما هم درگیر این جلب توجه شده است اید؟

خیلی وقت است که من دارم زندگی خودم را می کنم. فیلم خودم را بازی می کنم، تصویر خودم را می گیرم و در کمپین ها و فعالیت هایی که برایم مهم هستند و با آنها هم نظر هستم شرکت می کنم. هر لحظه هم دغدغه های شخصی خودم را مطرح کرده و سکوت نکرده ام.

این حق ما به عنوان یک شهروند است و کسی نمی تواند بگوید چون تو تخصصش را نداری، بعد اینها به تو ربطی ندارد و راجع به کمبود آب و ترافیک حرف نزن. این فقط یک دغدغه است و من حق بیان آن را دارم.

اگر کسی حرف های مرا راجع به مباحث سیاسی، اجتماعی و خیلی چیزهای دیگر دوست داشت که فبها، اگر هم نداشت می تواند به حرف های دیگری که باب میلش زده می شوند گوش بدهد و خودش را زیاد از این عذاب ندهد.

یعنی شما هیچ وقت دچار این دغدغه نشده اید که جهت حفظ طرفدارانتان حرفی را بزنید یا نزنید؟

همه چیز درست مثل همان مثالی است که برایتان زدم. ما هنرمندها و دیگر اشخاص آشنا شده، بعد از مدتی طرفداران خاص خودمان را پیدا می کنیم. این طرفداران سرمایه ای هستند که به واسطه نقش هایمان پیدا کرده ایم و دلمان نمی خواهد از دستشان بدهیم. همین محافظه کاری ها باعث می شوند که ریسک نکنیم و همان نقشی را که منجر به وجود این طرفداران شده است است ادامه بدهیم، چون دلمان نمی خواهد این سرمایه را از دست بدهیم.

اما به نظر من بهتر است ریسک پذیر باشیم، چون ممکن است با یک گزینش بهتر، سرمایه بهتر و جدیدتری را به دست بیاوریم. درواقع بهتر است محافظه کار نباشیم و آن کاری را انجام بدهیم و آن حرفی را بزنیم که فکر می کنیم درست است.

این درستی را هم باید خودمان تشخیص بدهیم و صرفا جهت خوشامد یا بدآمد دیگران نباشد ولی من هیچ وقت شکل طرفدارانم نمی شوم و این را بارها و بارها در زندگی هنری و واقعی ام ثابت کرده ام. من جهت حفظ طرفدارانم در هر کمپینی شرکت نمی کنم، هر فعالیتی را به عهده نمی گیرم، هر حرفی را نمی زنم و نهایتا هر فیلم و نقشی را بازی نمی کنم.

چطور مدیریت می کنید که وارد این جریان نشوید؟

ممکن است من نقشی را بازی کنم که همه خیلی خوششان بیاید و انتظار داشته باشند در فیلم بعدی هم چنین نقشی را بازی کنم، ولی من این کار را نمی کنم و نقش بعدی من کاملا با نقش پرطرفدارم متفاوت است.

سلبریتی هستم، الگو نه!

در حقیقت نمی خواهم خود را در سلیقه اطرافیانم محصور کنم و یک جا بمانم. جهت همین انتخابم جهت بازی نقش ها و فیلم ها کاملا تفاوت دارد تا هنگامی که فیلمی از من اکران می شود، کسی نتواند حدس بزند که من چه نقشی را بازی کرده ام و همه پیش خودشان بگویند برویم ببینیم این دفعه چه نقشی را بازی کرده است.

این داستان به دنیای بیرون از فیلم و نقش هم کشیده می شود. اینجا هم سلیقه مردم نمی تواند مرا منفعل نگه دارد تا راجع به چیزی که برایم مهم است سکوت کنم. من حرفی را نمی زنم که کسی خوشش بیاید و یا به خاطر اینکه ممکن است کسی خوشش نیاید، دور حرفی خط قرمز نمی کشم، چون من حق اظهارنظر دارم و هرچه را که فکر می کنم بیان می کنم.

اما تقریبا این روال در همه جای دنیا مرسوم است که سلبریتی ها، آن چیزی را بازی می کنند که طرفدارانشان دوست دارند و آن حرفی را میزنند که جهت خیلی ها جالب باشد و طرفداران جدیدی پیدا کنند.

این کار در دنیای کاری و هنری باعث می شود بعد از گذشت سال ها و زمانی که دیگر نمی تواند آن نقش را بازی کند، کنار گذاشته شود، چون همه او را با شاخصه های خاصی دوست داشته اند و حالا دیگر بدون آنها جایی جهت ماندن ندارد.

در دنیای واقعی هم همین هست. هنگامی که که فرد به واسطه صورت بودنش در عرصه های سیاسی و اجتماعی کاری را انجام بدهد تا نظر عده خاصی را به خودش جلب کند، بعد از گذشت مدتی و با عوض کردن شرایط، دیگر فرصتی جهت برگشت دوباره به آن عرصه را ندارد.

و شما این کار را بارها در دنیای واقعی و با شرکت در فعالیت ها و کمپین های متفاوت اجتماعی انجام داده اید.

بله؛ چون من فکر می کنم به عنوان یک صورت و یک شهروند، حق بیان دغدغه هایم را در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و یا حتی سیاسی دارم. ولی از اینجا به بعد، این خودم مردم هستند که باید حرف درست را از غلط تشخیص بدهند و صرفا جهت طرفداری از کسی و یا مخالفت با او، متعصبانه مخالفت یا پیروی نکنند.

من به این علت در فعالیت های اجتماعی و پویش های متفاوت شرکت می کنم که اعتقاد دارم اگر این حرکت های مردمی گسترش پیدا کنند، ساختن فرهنگ می شود و دیگر دولت و ملت برابر همدیگر قرار نمی گیرند و سد میان این دو برداشته می شود. ما جهت این اتفاق به یک ساختن فرهنگ گسترده نیاز داریم. کاری که فکر می کنم حضور من در آنها تا حدود زیادی می تواند کمک کند.

برترین ها

واژه های کلیدی: سیاسی | فعالیت | طرفداران | رضا کیانیان | اخبار فرهنگی و هنری

سلبریتی هستم، الگو نه! / رضا کیانیان

سلبریتی هستم، الگو نه! / رضا کیانیان


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog